کتاب مبانی فکری عرصه حکومتداری بالاخره رونمایی شد، این کتاب بیچاره خیلی عذاب دیده است، ۵ سال علی پیام زحمت کشید و کلمات را زیر رو کرد تا اینکه کتاب مبانی فکری عرصه حکومتداری متولد شد. بعد چاپخانه روز ها کاغذ های سفیدش را به نام این کتاب رنگ کرد. ما ها گذشت تا اینکه علی پیام به خشم آمد و کتابش را از انبار چاپخانه بیرون کرد و تعدادی را به بازار عرضه کرد. باز هم توبه کتاب قبول نشد، چند ماه دیگر گذشت تا اینکه لقیده، لقیده به بامیان آمد.
ما ها و روز ها گذشت تا اینکه در یک فضای کاملاً رسمی و اداری کتاب مبانی فکری عرصه حکومتداری رونمایی شد. در رونمایی کتاب بسیار از رؤسای ادارات صحبت کرد، تعدادی خوب گفت و تعدادی هم بد، در بعضی از لحظه ها آدم فراموش می کرد که این جلسه رونمایی است یا کدام جلسه ... متاسفانه بعضی از سخنرانان به دلیل نداشتن معلومات از کتاب به بحث های حاشوی می پرداخت تا اینکه مخاطبانش را مصروف کنند.
کتاب مبانی فکری عرصه حکومتداری در بامیان نوشته شد و بلاخره برای بامیانی ها معرفی و توزیع شد.
اولین نمایشگاه کتاب به مناسبت هفته کتاب توسط ریاست اطلاعت و فرهنگ در بامیان برگزار گردید.
این نمایشگاه که طی دو روز از تاریخ ۲۷ الی ۲۸ ثور به روی بازدید کنندگان باز می باشد، ۹ غرفه از ادارات دلتی، سازمان ها و کتاب فروشان بامیان تولیدات فرهنگی را به نمایش گذاشته است. در این نمایشگاه چند نکته برایم سخت تمام شد: یک. هیچ آثار یافت نمی شود که توسط بامیانی ها تولید شده و در بامیان به چاپ رسیده باشد، جای تاسف است بامیانی که زمانی مرکز تمدن بوده و دارای تاریخ کهن و باستانی است، امروز از تولید فرهنگ خبری نیست. دو. تعدادی از غرفه ها کتاب های دیده می شد که در ایران و یا پاکستان به چاپ رسیده بودند، نمی دانم نمایش دهنده منظورش چه بود. شاید وضعیت فرهنگی بامیان را نقد می کرد و پیام فقر فرهنگی بامیان را به نمایش می گذاشت. سه. بسیاری از محصولات فرهنگی که به نمایش گذاشته شده بودند تولید ولایت بامیان نبود، با آنکه قرار بود تا تولیدات فرهنگ بامیان به نمایش گذاشت شود. صرف دفتر ولایت و انجمن نویسندگان تولیدات فرهنگی خود شان را به نمایش گذاشته بودند. دفتر ولایت دو کتاب که توسط همکاری مالی شان نشر شده است و نشریات شان را به نمایش گذاشته بود، همچنان سه عنوان کتاب در غرفه انجمین نویسندگان به چشم می خورد.
چهار. یکی از مراکز علم و فرهنگ که عبارت از دانشگاه است هیچ غرفه را به خود اختصاص نداده بود، حتی کسی هم در افتتاح آن از دانشگاه دیده نمی شد، جالب است، چند نمایشگاه که در کابل در سال های قبل رفته بودم بشترین بازدید کننده نمایشگاه کتاب دانشگاهیان بودند، در بامیان چیزی دیگریست.
به هر صورت دلم برای بامیان سوخت، فقر فرهنگی در یک جا نشان دهنده ضعف و نابودی جامعه است. با آنکه انکشاف در عرصه های زیر بنایی مانند سرک، برق، زراعت و ... جامعه را قدرتمند و با آسایش نشان می دهد ولی فرهنگ روح جامعه و تاریخ است. بنائا فقر فرهنگی یک جامعه، مرگ یک جامعه است.
همین است زندگی من که روز ها و ماه ها می گذرد و می گذرد. زندگی از ما بیزار است و ما از زندگی، نمی دانم از همدیگر چگونه خدا حافظی کنیم.
زندگی تکرار و یکسان آدم را می خورد. آدم نمی تواند با زندگی کنار بیاید و برایش زندگی کند. با خود فکر می کنم که تمام آدم ها تکرار زندگی می کند و حتما خسته شده است؛ اما وقتی می بینم که تمام آدم ها شب و روز می طپد و به یخه همدیگر می چسپد. اصلا به فکر مرگ و زندگی نیست، یک سره تلاش می کند. حیران می شوم.
نمی دانم که چه خبر است ولی میدانم که بعد از مدتی همه می میرد. جای خوشحالی است که بعضی از آدم ها مرگ را به مسخره می گیرد و چنان مبارزه می کنم که مرگ می ترسد و سراغش نمی آید.
به هر صورت برای من مرگ و زندگی معنایی ندارد.
به هر صورت سال نو ۱۳۹۱ را به خوانندگان نيشر تبريك مي گويم، در ضمن سال جديد و زندگي جديد و سبز براي دوستان آرزو دارم.
برف هاي قريه نيشر تازه آب شده و خود را فداي زمين نيشر كرده است. زمين نيشر به زودي به پاس فداكاري هاي برف، سبز خواهد شد و گل هاي رنگارنگ هديه خواهد كرد.
هفته گذشته به ولسوالی پنجاب سفر داشتیم که در زیر می خواهم چشمدید های خود را به صورت فشرده نوشته کنم.
۱. هر وقتی که به ولسوالی پنجاب سفر می کنم و در زیر کوتل شاطو می رسم به حیرت می افتم که چطور می شود از این کوتل گذر کرد. بد بختانه اینبار با موتر کرولا رفته بودیم که به سختی شاطو را فطح کردیم اما زمانیکه کوتل بلند بالای شاطور را عبور کردیم به کوه های خشک و بی حاصل پنجاب مواجه شدیم. البه دو بار دیگر که به سرزمین پنجاب سفر کرده بودم تفاوت های زیادی داشت اولین بار در زمستان سال ۱۳۸۹ که از دست طالبان فرار کرده بودیم و به پشته غرغری پنجاب پناه برده بودیم. پنجاب پر از برف در ذهنم تصویر کرده بودم، دومین بار دربهار سال ۱۳۸۹ که از کوتل شاطور عبور کردیم و وارد پنجاب شدم، پنجاب را سرزمین پر از گل و سبزه یافتم. برایم جالب بود در هر سفرم یک تصویر کاملاً متفاوت از پنجاب دست پیدا کردم و بر خلاف آنچه که در گذشته ها از آته و بابه خود شنیده بودم و سرزمین با قدرت و شکوه که زمانی حکومت کلان دایزنگی در آن حکمروایی می کرد. به هر صورت اینبار نیز یک دید متفاوتر از آن در ذهنم پیدا شد، نه آن برف های که با کوه بابا رقابت می کرد بود و نه آن گل و سبزه که هر آدمی را به وجد می آورد. یک سر زمین عادی یعنی کوه های بلند، خشک )بدون علف( و حکومت هم یک حکومت محلی به مانند سایر ولسوالی ها.
۲. چیزی دیگر که برایم جالب بود در تمام ولسوالی ها بامیان فصل برداشت حاصلات زمین ها است، دهقان ها با امید و زحمت فراوان شبانه روزی یکساله شان گندم، جو و کچالو شانرا که به زمین امانت داده بود با اندک فایده پس می گیرد. دهقانی عجب کسب است که آدم نان را واقعاً با زور شانه و دستان شان به دست می آورد،دهقان ها فقط و فقط برای نانش کار می کند، آنهم نان خشک که خودش و اولاد هایش از گرسنگی نمیرد. در بسیاری وقت ها دهقان ها شب و روز زحمت می کشد تا از کشت و زراعت شان حاصل خوب داشته باشد؛ اما در آخر سال یک نفر دهقان با آن همه زحمات که متحمل شده است فقط ۳۰ سیر گندم و اندک بیشتر از آن کچالو سهم شان می رسد. با یک سال انتظار و زحمت کشی و یک سال در پیشرو با این حاصل باید بسازد. زندگی کردم هم در این سرزمین سخت است، شب و روز زحمت کشی و بار کشیدن آخر نان خشک خوردن. البته افراد پیدا می شود که حاصل خوب به دست آورده و بر دستان ترکیده شان فخر می کند.
مردم کالو در هر شورا بانک خودی دارد که افراد فقیر و نیازمند شان را همکاری می کند و تجربه خوب در استفاده از قرضه های کوچک دارد که بسیاری از مردم از آن در مالداری استفاده کرده و اقتصاد شانرا بالا برده است.
موسسه بنیاد آغا خان یک مکتب مزرعه دهقان را ایجاد کرده است که دهقانان را در کشت و زراعت همکاری می کند.
قریه های دیگر نیز می تواند از تجربه های این قریه استفاده نموده و وضعیت اقتصادی شان را بهبود ببخشد.
من می خواهم بگویم که زندگی کردن سخت است اما زندگی در بامیان سخت تر. فعلاْ بامیان در زندان تروریستان قرار گرفته است. تا کی آدم حوصله داشته باشد که یک عمر در بامیان بماند، یک روز نه یک روز جای دیگر سفر خواهد کرد؛ اما از کدام راه؟ همه راه ها به بیرون از بامیان بسته است. به هر راه که بخواهیم برویم جنگ و طالبان سر راه ایستاد است و کله آدم را کنده می کند. راه هوایی هم که ندارد، هیچ شرکت هوایی به علت نبودن میدان هوایی مناسب آماده نیست تا به بامیان پرواز داشته باشد.
قابل یاد آوری است که شرکت هوایی کام ایر در تلویزیون اعلان می کند که به زود ترین وقت پرواز های شان را به بامیان آغاز خواهم کرد، اما از آن زمان به بعد نا امنی در راه های بامیان - کابل بد بدتر شد. اگر تصادفی باشد که فرف نمی کند. گمان بسیاری مردم بر این است که هر شرکت هوایی که بخواهد کارش در یک جایی آغاز کند نا امنی راه های زمینی برایش خیلی سود دارد چون همه مردم مجبور خواهد شد به قیمت که تمام شده از راه هوایی سفر کند.
اشتراک کنندگان از چوک بابه مزاری الی آخر بازار (مقابل کابل بانک) پاک کاری کردند و لندنی نیز با بلند گوی دستی اش همراهی می کرد و شعار "شهر ما، خانه ما است، خانه خویش را پاک نگهدارید." را لحظه لحظه به گوش بازاریان و شهروندان بامیان پیچکاری می کرد.
رئیس حفاظت محیط زیست پیام مصطفی ظاهر رئیس عمومی حفاظت محیط زیست را به خوانش گرفت و چند نفر دیگر از اشتراک کنندگان نیز در مورد حفاظت محیط زیست حرف زد.
در آخر خریطه های تکه ای که ساخت جوکار فولادی است به اشتراک کنندگان گردهمایی توزیع گردید.
روز جمعه گردهمایی و حشر پاکسازی در بندامیر با اشتراک محمد ناصر فیاض ولسوال یکه ولنگ، انجنیر محمد شریف رئیس حفاظت محیط زیست، علی پیام کارشناس حکومتداری و انکشاف امور ولایتی و بیشتر از 60 تن جوانان بامیان تدویر گردیدند.
مراسم ساعت 9 بجه صبح با سخنرانی ولسوال یکه ولنگ آغاز شد، عنایت الله ضرغام رئیس ارگان ملی و اجتماعی جوانان افغانستان - کمیته ولایتی بامیان و آقای مطمئین استاد تربیه معلم نیز صحبت کردند. عنایت الله ضرغام با تقدیر و تشکر از جوانان رضا کار و اشتراک کنندگان گرهمایی، اظهار داشت که "این برنامه به منظور نهادینه شدن فرهنگ حفاظت محیط زیست برگزار گردیده است."
وی علاوه کرد این مراسم توسط کمیته ولایتی ارگان ملی و اجتماعی جوانان افغانستان و با حمایت مالی مقام ولایت تدویر گردیده است.
بعد از ختم سخنرانی اشتراک کنندگان برنامه از بین بازار به سوی کنار بند هیبت (پیشر مزار) حرکت و پاکسازی را آغاز کردند. ساعت 11:30 پیش از ظهر این روز بحث آزاد با اشتراک آقای فیاض، علی پیام، انجنیر محمد شریف، حمیدالله حمیدی و سایر جوانان تدویر گردیده که در مورد فرهنگ سازی حفاظت محیط زیست طرح ها و پیشنهادات شانرا ابراز داشتند.
برای هر اشتراک کننده یک خریطه تکه ای، کلا و دسکش نیز توزیع گردیدند. عنایت الله ضرغام هدف از توزیع خریطه های تکه ای را جلوگیری از خریطه های پلاستیکی و جاگزینی خریطه های تکه ای عنوان کرد.
به باور اکثر مردم این گردهمایی در بندامیر در نوع خود بی نظیر بوده و تاثیرات خوبی در اظهار عامه خواهد گذاشت.
گردهمایی با آوازخوانی یک تن از جوانان بامیان پایان یافت.
روز جمعه ۱۳ جوزا ۱۳۹۰ جوانان بامیان به پیشواز از روز بین المللی محیط زیست حشر پاکسازی را در پارک ملی بند امیر برگزار می کند. از علاقمندان دعوت می گردد تا در این مراسم اشتراک نموده و بر شکوه این کار خیر بیافزایند.
جوانان بامیان
